برای همه کودکان جهان که در آتش کینه و جهل سردمداران می سوزند



مرا در آغوش بمب ها رها کرده اند
و هر روز
ناخن هایم بر روی کاغذ شیون می کشند
تا گریه های هر روزه ام را به تو تقدیم کنم
جهان هر روز کوچک می شود
شبیه دهی بی کدخدا
حتی کوچکتر از آواز های بومی مردی
از جنگل های دور
که نظاره می کند
چگونه گلوله ها
هم بازی کودکان جهان شده اند
* * *
من بزرگ نشده ام
آرزوهایم هنوز کودکانه است
وقتی مردان سیاست
به جای گل گلوله به سوی تو پرتاب می کنند
و هر روز
کودکانی در گوشه جهان
خونشان بر بشقاب های ماهواره می چکد
تا خبری تازه بر روی آنتن ها مخابره شود
دیروز« قانا »
امروز« یمن و پاکستان »
و فردا
کودکی دیگر در دستان مادرش جان می سپارند
بی آنکه بزرگان عرب
حتی به اندازه کودکی
که مادرش شانه به شانه موج ها
آرزوهایش را به دریا می ریزد
خم به ابرو بیاورند .
آسمان وقتي آبي نيست
نقدي كوتاه بر مجموعه شعر » بر مدار صاعقه و حيرت »
سروده عبدالرضا شهبازی
عليرضا حكمتي - نور
قبل از پرداختن به كارهاي مجموعه شعر شاعر فعال خرم آبادي « عبدالرضا شهبازي » توضيح نكته اي را ضروري مي بينم. و آن اينكه; در وادي چاپ مجموعه هاي مختلف شعر و با اسامي مختلفي همچون: « مدرن ، پست مدرن ، هرمنوتيك و.. » خصوصا در حوزه شعر جوان كشور به چاپ سپردن بعضي از مجموعه ها جسارتهايي مي خواهد كه بيشتر اوقات شاعران جوان را دچار ترديد مي كند. يكي از دلائلش شايد تشابه و توارد در بين كارهاي شاعران جوان است كه همين مساله باعث مي شود تا از چاپ برخي از مجموعه شعرها كه به نظر مي رسد نوعي اضافه كاري يا شايد كرارگرايي باشد پرهيز نمايند. و در اين بين تنها كساني موفق ترند كه بتوانند از زبان و فضاي متحد و هم شكل امروز شعر جوان به زبان و فضايي جديد و ساختاري نسبتا بهتر با نگاهي در تغيير شكل محسوس فرم ها دست يابند. شعرهايي كه در مجموعه « برمدار صاعقه و حيرت » از شاعر گرامي جناب« شهبازي » گردآوري شده اند از جمله همان جسارتهاست. كارهاي اين مجموعه همگي از يك زبان ساده و صميمي خاص تشكيل شده اند و اين زبان ساده وقتي كه با مفاهيم ساده و بزرگ درهم آميخته مي شود كارهايي زيبا و جذاب را پديد مي آورد.
خیال ِ آبی شعر
نگاهی به مجموعه شعر« چرا اینقدراز گریههای من لذت میبری؟»
سرودهی عبدالرضا شهبازی
نوشته شیوا فرازمند- آستارا
مجموعه شعر « چرا اینقدر از گریههای من لذت میبری؟» کاری ست ازعبدالرضا شهبازی که توسط انتشارات آئینهی جنوب در سال1384 و در 76 صفحه چاپ شدهاست.
در این مجموعه شاعر به بررسی احساسات درونی خود و همراهی اطرافش با این حسها پرداخته و مخاطب را به گزینشی احساسی میکشد تا ذهنیتهای بالای شاعر را بفهمد و همراهش بشود.
تاکید شاعر در اشعار بیشتر بر احساس غم و اندوه خود است که آن را به اجتماع و پیرامونش نیز پیوند میزند.در شعرها اندیشه ی عمیقی نیز دیده میشود و البته در همین راستا شاعر اعتنای زیادی به غلو واغراق نداشته و تنها آنچه را که حقیقتا حس کرده بیان میکند.در واقع شاعر جمع را نیز در شعرها پذیراست.
بیشتر عاشقانههای این مجموعه به اجتماع هم گریز میزند و نشان میدهد که احساسات شاعر باز هم به پیرامونش متصل است.