تبليغاتX
پرنده هم که باشی

     در آغاز از خودت بگو . كي و كجا به دنيا آمدي و بعد از آن بر تو چگونه گذشت ؟

    از اين جهان كه بگريزي شايد به جهاني ديگر كه در حوالي كلمات شكل مي گيرد ، مي رسي و تولدت از آنجا آغاز مي شود ، جايي كه هيچ نشاني از چيزي غير از كلمه نيست و از آنجا آغاز مي شود وجود دوباره ي تو، به روايت شناسنامه ام در يكي از روزهاي فروردين سال يك هزار و سيصد و چهل و هشت ، نه به اختيار ، در كنار آبشاري بلند و باغ هاي سر به فلك كشيده ي  پير مرد ي كه بعد ها فهميدم پدر بزرگم است و نام آن آبشار زيبا « افرينه » بود . حال اگر گفتي آن آبشار به كجا مي ريزد تا من خود را متعلق به آن سرزمين بدانم . آري پاي به عرصه ي اين جهان پر رمز و راز گذاشتم ، جهاني كه اگر دير بجنبي ، معلوم نيست چه عاقبتي نصيب تو خواهد شد . به طور جسته و گريخته در اين سالها كه گذشته گاهي آرام پشت ميزهاي درس و مشق نشسته و گاهي چون كودكي چموش و ياغي گريزان از همه چيز . در رشته كتابداري و اطلاع رساني فارغ التحصيل شده ام و هم اكنون دانشجوي مديريت فرهنگي هستم ، دو فرزند دارم به نام هاي غزل و عليرضا كه شعرهاي جاري زندگي ام هستند .

      ورود شما به عالم شعر و هنر چگونه شكل گرفت ؟

  اين يكي را مي توانم بگويم آگاهانه در حين ناخودآگاهي ، چون از جهاني كه برايت گفتم تنها هنر و شعربود كه مي توانست رهايي بخش آن باشد. اين شعر بود كه  آغازي دوباره به من داد، آغازي كه با آن بتوانم معناي ديگري براي زندگي ببينم . آغازي كه در خود همه چيز را برايم به ارمغان آورد .  در حين گفتن غم و غصه ها افق روشني را برايم مهيا ساخت ، افقي كه باورهاي روشن و زيبايي را برايم ساخت . شايد خاصيت شعر همين باشد .

         پس با اين حساب لابد تا حالا به تعريف مشخصي از شعر رسيده ايد .اگر اينطور است چه تعريفي از شعر داريد؟

    بهتر است از تعريف هاي كليشه اي بگذريم ، اينكه شعر چيست ؟ و چه ويژگي هايي بايد داشته باشد . همين زلالي باران كه گاهي برشانه هاي علف مي ريزد، همين زمزمه هاي ماه در گوش ستاره گان ، همين عاشقانه نگاه كردن كودكان هنگام شير خوردن به مادرانشان . مگر اين ها شعر نيست ؟ شاعر هم از همين خوبي ها و زلالي ها الهام مي گيرد . شعر چيزي نيست جز عاشقانه نگاه كردن به جهان پيرامون ، همان جهاني كه قبلا گفتم پر از ريا است و دو رويي ، آري با شعر مي توان جهان را تسخير كرد.

         يعني با وجود انواع رسانه هاي پيشرفته باز هم شعر ميتواند  كاركردي داشته باشد و به قول شما بشود با آن جهان را تسخير كرد؟

   به نظر من هر كدام از اين رسانه ها كاركرد خاص خود را دارند ، بطور مثال نمي توان با وجود اينترنت منكر راديو شد ، زيرا راديو مخاطبان خاص خود را دارد و اينترنت براي گروه خاصي از مردم است .پس با اين حساب داستان نمي تواند جاي شعر را تنگ كند ، براي نفس كشيدن در هر مقوله اي هوا به اندازه ي كافي وجود دارد . كافي است پنجره را باز كني و از اين هواي تازه ريه- هايت را پر كرده و صيقل دهي و در اين رهگذر شعر جايگاه ويژه و سترگي دارد . چرا كه تو يك خانواده ايراني را نمي تواني پيدا كني كه در خانه ي او ردي از شاهنامه و حافظ نباشد . اصلا به اعتقاد من مردم ما مردمي شاعر پيشه هستند و شعر در زندگي آنها جريان دارد . مگر مي توان بدون هوا به زندگي ادامه داد .

    سالها پيش يكي از نشريات روشنفكري پرسش شوندگان را در برابر اين پرسش قرار داده بود كه براي چه مي نويسيد ، پاسخ شما در اين مورد چيست ؟

    مي نويسم به خاطر اينكه بگويم هستم ، پس هستم تا بنويسم ، مگر شما صداي مرا نمي شنويد ؟من كه در ميان آوازهاي بومي ايل وتبارم فرياد مي زنم ، هم صدا با ترانه هايي از جنس بلوط ومفرغ ، مي نويسم كه نشاني از فرهنگ ديرينه ملتم باشم ، ملت و قومي كه ريشه در تاريخ سرزمينم دارد .

    شما در شعر« كارتكس » خطاب به تقويم روميزي كه استعاره اي از روزگار است مي گوييد بچرخ تا بچرخيم و با اين خطاب به مصاف روزگاري مي رويد كه درد و رنج و نابساماني براي شما آفريده است و يا در جاهاي ديگري از نور و بنفشه و بهار و سپيده دم مي گوييد .اين نگاه و تقابل  اميدوارانه شما در برابر روزگارنابسامان و نامراد چگونه شكل گرفته است ؟

    شعر « كارتكس » نگاهي اجتماعي به معضلات و فقرجامعه امروز دارد . اين شعر با رويكردي منتقدانه به جامعه امروز اين را مي خواهد بگويد كه تلاش هنرمندان در بيشتر موارد فقط و فقط براي سير كردن شكم فرزندانشان است و ديگر فرصتي براي خلق اثرهاي ماندگار و جاويدان نمي ماند .با اين حال در پايان شعر در جدالي نابرابر ميان زمان و شعر ، شاعر مي چرخد و زمان نيز به چرخش دوباره ي خود ادامه ميدهد و اين دور ادامه دارد تا ... اما در بخش ديگري از سؤال شما مي توان به نگاه روشن من كه در افقي دور وجود دارد اشاره كرد . همان افق روشني كه وعده اش را بسيار شنيده و به آن ايمان داريم .پس مي مانيم تا ظهور او و رهايي از اين دردها و رنج ها كه بر جهان امروز حاكم است . او نيز خواهد آمد و جهان پر از روشني و عدالت خواهد شد . پس موقعي كه  من اعتقاد به آمدن او دارم ، بايد افق شعرهايم روشن باشد .

       نقد شعر را تا چه اندازه سودمند ميدانيد ؟   شعر هم مانند ديگر هنرها نياز به نقد و بررسي دارد . شعر مانند آب است اگر جريان نداشته باشد

      راكد مي شود و نهايت راكد شدن گنديدگي است .پس اگر شعر بخواهد جريان داشته باشد ، بايد نقد    و بررسي شود تا پويا و سرزنده شود و در همين داد و ستدها و گفتمان هاست كه شعر ريشه دارتر   و پر مفهوم تر مي شود . البته اين نكته نبايد فراموش شود كه نقدها بايد سازنده و در راستاي شكوفايي شعر و شاعر باشند ، آنچه امروزه ما در حوزه ي نقد شاهد آنيم بيشتر نان قرض دادن است   تا بررسي كارشناسانه و نقادانه . 

         نمي خواهيد از آنها كه بر شكل گيري شخصيت هنري شما اثربخش بوده اند يادي بكنيد؟     

 مگر مي توان مديون كسي بود و از او يادي نكرد . در ابتداي شاعري ام اين سينا ميرزايي شاعر و منتقد خوب هم استاني مان بود كه دستم را گرفت و كودكانه هايم را شنيد . بعد از آن مديون دو عزيز ديگر هستم ، دكتر محمد رضا مهديزاده مسئول صفحه ادبي « تماشاگه راز» هفته نامه ي اطلاعات هفتگي كه بسيار مديون ايشان هستم و براي معرفي اينجانب به جامعه ادبي دردهه ي هفتاد زحمت زيادي كشيدند و ديگر دوست و استادم دكتر علي رضا قزوه كه يادش هميشه با من است و خاطره صفحه ي ادبي « بشنو از ني » روزنامه اطلاعات را هيچ گاه  فراموش  نمي كنم . و اين سالها همسرم كه هميشه شنونده ي شعرهايم هست و خود نيز دستي در ترجمه و ادبيات دارد .

     

     آثاري كه تا كنون از شما به چاپ رسيده اند كدام ها هستند؟

   در اين مورد  به كتاب هاي « بر مدار صاعقه و حيرت » ، « چرا اينقدر از گريه هاي من لذت مي بري » ، « نمي خواهم كسي خوابهاي مرا ببيند » ، «آيينه ها به تو سلام ميكنند » ، « حضور گزيده ي شعر دانشجويان ايران » ،  « يك كو فه غربت » ، « به وسعت درخت سيب » ، « همه ي ارديبهشت هاي جهان » ، « در گذرگاه فرشتگان » ، « كمي غدير بياور » ، « در سايه ي كلمات » و » عطر ياس » مي توان اشاره كرد كه حاصل تجربه هاي من از سال 1373 تا كنون است .

         افق شعر استان لرستان را چگونه مي بينيد؟

    با همه ي  پستي و بلندي هاي پيش روي شعر امروز لرستان مي توان به آن اميدوار بود . شعر لرستان شعر ريشه داري در ادبيات كشور است و توانسته جايگاه خوبي در كشور بدست بياورد . به عقيده ي من در حوزه ي  ادبيات كشور نمي توان به آساني از كنار نام لرستان و شاعران اين ديار گذشت . شا عراني كه در دو دهه ي گذشته توانسته اند جايگاه مطلوب و مورد قبولي بدست آورند و اين زحماتي است كه دوستان شاعر و منتقد ما در دهه ي هفتاد با مطبوعات كشور آغاز كرده و باعث موجي در كشور شدند ولي متاسفانه اين جريان شعر نتوانست جايگاه خود را حفظ كند و امروز شاهد افت هايي در اين زمينه شده ايم كه دلايل متعددي دارد و يكي از همين دلايل نبود صفحات حرفه اي شعر در روزنامه ها ، هفته نامه ها و نشريات معتبر كشور است .

       از همكاري شما و حوزه ي هنري استان چه خبر؟

   من از خرداد 86 با حوزه ي هنري استان به عنوان مسؤل مركز آفرينش هاي ادبي آن سازمان همكاري خودم را شروع كردم .از برنامه هاي امسال مي توان به « سومين همايش زبان و ادبيات بومي » كه در پايان ارديبهشت ماه همين امسال برگزار مي شود ، اشاره كرد . از ديگر برنامه هاي در دست اقدام مي توان به برگزاري شب شعر ، خاطره و موسيقي در سوم خردادبه مناسبت آزادسازي خرمشهر اشاره كرد كه اين برنامه با مشاركت و همكاري اداره ي كل بنياد حفظ  آثارو نشر ارزش هاي دفاع مقدس استان برگزار مي شود . ضمنا كتاب « كمي غديربياور » گزيده ي آثار جشنواره هاي برگزار شده آينه در غدير است كه انشااله به زودي چاپ مي شود .

         آيا « ضميمه ي  لرستان » روزنامه ي ايران رامطالعه مي كنيد ؟

   بله خوشبختانه مدتي است اين ويژه نامه را مي بينم  و چه بسيار خرسندم از اين حركت فرخنده و ميمون ، اما بايد عرض كنم كه همين ويژه نامه داراي اشكالاتي هست كه انشااله برطرف خواهد شد . مثلا جايگاه ادبيات در آن به طور مشخص معلوم نيست . صفحه آرايي ، مخصوصا وقتي مصاحبه ها چاپ مي شود ، با بزرگ كردن تصاوير و عكس ها ، مطالب در حاشيه قرار مي گيرد و از نظر بصري خواننده اذيت مي شود . من انتظار دارم با وجود افراد توانمندي چون دوست شاعرم رسول يونان كه در حوزه ي رسانه اي تجربيات خوبي دارد به اين مهم توجه داشتنه باشند . درهرصورت تداوم و ماندگاري اين ويژه نامه  از آرزوهاي من است و اميدوارم  بتواند توانمندي هاي لرستان را در بخش هاي مختلف به جامعه ي ايراني معرفي كند .

 

این گفتگو توسط آقای مسعود یوسفی صورت گرفته است.

+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:28 توسط عبدالرضا شهبازی |