می شود برای این مرده که پشت در ایستاده
کمی قرآن بخو انی
پس کی نوبت من می رسد
صدای آژیر امبو لانس می آید
این ها هم که برای مرده نوبت می زنند
-من که هنوز نمرده ام-
نه؟
دیروز دست همسرم را گرفتم
و برای خرید چند قلم جنس ضروری
از خانه به خیابان زدیم
راستی اقای فروشنده
کفن متری چند
دخترم می گوید:
- امروز روز مادر است-
نه خانم
نمی شود که این مرده را
بی کفن دفن کرد
هه... لعنتی
این خس خس سینه ام
که نمی گذارد
کمی آفتاب در رگهایم جاری شود
آقای دکتر زحمت نکشید
دیگر به شربت <<دیفن هید رامین >>هم جواب نمی دهد
همسرم از خش خش صدای رادیو نه
از صدای خس خس سینه ام
دلتنگ که نه
کمی برای فردای غزل نگران است.