تبليغاتX
پرنده هم که باشی
هی چر خیدم

         و کسی نبود

تا ببیند کجای این دایره ایستاده ایم

گا لیله گفت

زمین می چر خد

 اما این انسان بود که چر خید

 و از دایره بیرون افتاد

....

 روی خط

 کسی صدای می زند

      در امتداد رویا های تو

  که مرا به سیب می رساند

  و سیب بی سبب

        در دست های تو له می شود

  کسی به سر خی سیب نخند ید

       اما به سرخی گو نه های تو...

می چرخد

 این تقو یم رو میزی

که هی روز های مرا سیاه می کند

 و  این کارتکس که اگر نباشد

  دخترم مجبور می شود

         برای سیر کردن خود

 به دست های کودک همسا یه نگاه کند

              پس بچرخ

                 تا بچر خیم .

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 9:44 توسط عبدالرضا شهبازی |

ما همیشه دنبال چیزی می گر دیم

تا سادگی مان را در ان پیدا کنیم

   مثل همین حر ف هایی که هر روز می زنیم

 مثل همین نگاه کردن های همسرم

                               به پنجره روبه رو

مثل همین نگاه های تو

       که دنبال چیزی می گردی

هی به من می گو یند

   سادگی را ول کن

کسی به این حرف ها جایزه نمی دهد

  کسی جلوی پای تو بلند نمی شود

  اما من همیشه در خودم

                 دنبال چیزی می گردم

  که همسرم می گوید

   مثل حرف های کو دکانه فر زندم

  که این دنیا را هنوز ندیده است

تازه اگر باشد

 من در اتو بوس جایم را

              به تو می  دهم

تا کنار پنجره بنشینی

ودر پیاده رو چیز های ساده تری ببینی

دنیا قشنگ تر از این حرف هاست.

+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 7:52 توسط عبدالرضا شهبازی |