و نه وا ژه هام
هیچ کدام
در انتظار این نبود ه ایم
که صا حب خو رشید شو یم
دور تراز نگاه های مهر بان زنبقی
کنار دلتنگی مادرم
خواب یک ستاره بی دست می بینم
که شب ها
تا صبح
در گو ش ماه اواز می خو اند
مادرم می گو ید:
برای گریه کردن
نبا ید
بهانه دست باد بد هی
حتی اگر
تمام سینه ات را
اندوه بارانی
فرا گر فته با شد.
خواب از چشمانت می برد
و گنا هی تازه
دست های ماه را
به خون می ا لا ید
گیسو انت
مر ثیه ای می شو ند
و با شعله های گر یه
از عمق ستاره
به گو ش می رسند
کنار همین برگ
- درپاییز-
روزی در این خاک
بی نیلو فر
دفن خواهیشد
بی انکه
چشم ها یت خو اب تا زه ای ببیند
۲-نمی خواهم کسی خواب های مرا ببیند-۱۳۸۲- نشر داستان سرا
۳در گذ رگاه فر شتگان-گز یده شعر شاعران لر ستان در زمینه ادبیات پایداری-۱۳۸۲-انتشارات رجا تهران
۴-چرا اینقدر از گر یه های من لذت می بری ۱۳۸۴-نشر ایینه جنو ب
۵-همه اردی بهشت های جهان-گز یده شعر امروز خرم اباد-۱۳۸۴- انتشارات رجا تهران
۶-ایینه ها به تو سلام می کنند -۱۳۸۴- انتشارات رجا تهران
۷- در گذر گاه فر شتگان-چاپ دوم- ۱۳۸۴- انتشارات رجا تهران
تو رنجهای مرا نمی شنا سی
و خواب هایی
که در بیداری دیده ام
باران که می بارد
رگ ها یم بوی خاک می دهند
پرده را بکش اقا
نمی خواهم کسی خو اب های مرا ببیند
پرده ۳
به دور دست ها نگاه کن
ان دور ها
دور های دور
وپیراهنی که در باد تکان می خورد
و خیا با نی به امتداد رویا های تو
که به هیچ ایستگا هی از جهان نمی ر سد
برو
به دنیا یی
که تو را به د رخت می رسا ند
یا کو چه ای
که تو را به بن بست
هنوز
کنا ر ایستگاه
دستی افتاده به مرد سو زنبان
هنو ز
این ریل ها ادا مه دارند
این ریل
گل تعا رف می کند
و زنی پشت فنجان های چای
خواب های طلا یی می بیند
ها
هنوز ....